۱۳۸۷ خرداد ۱۱, شنبه
فرزند كورش
كورش يا آزادى و دمكراسى
نگاهى بيندازيد به دو نوشته اخير ايشان در مورد ورزش صبحگاهى در تبريز و در مورد اسم تيم فوتبال پيروزى (پرسپوليس) و ببينيد با چه آب و تابى باور نكردنى خودرا سجده وارانه در پاى كورش و هر آنچه به هزاران سال گذشته بر مى گردد، مى اندازد و تا حد پرستش پيش مى رود. من در سخنان و موضعگيرى هاى بخشى از باصطلاح اپوزيسيون كمتر آزادى و دمكراسى مى بينم اما در عوض هرچه بخواهيد ستايش و پرستش از كورش و غيره است. اعتراضات به فيلم سيصد و اخيرا موضوع اسم خليج فارس وعصبيت ها و كمپين ها در مورد آن به نظر من از اين زاويه قابل بررسى است. تمامى هم و غم ها، پرستش هاله اى مجازى متعلق به هزاران سال پيش است. و اگر بخش بزرگى از مردمى كه فعلا در حال حاضر زندگى مى كنند و نفس ميكشند،اعتراض بكنند كه زبان مادريشان هنوز كه هنوز است ممنوع است و اين طور كه از شواهد بر مى آيد ممنوع هم خواهد ماند، آنگاه با يك آيه كورشى به نام تماميت ارضى گردنشان زده مى شود. آيااصل و مرجع و مركز مباحث نبايد آزادى و دمكراسى باشد و نه كورش؟
---
من در موضع گيرى ها در مورد عكس مقبره كورش يك نكته مثبت مى بينم و آن تقبيح سجده گذارى است. اما دوستان بدانند كه به عرش اعلا بردن و انتقاد ناپذير كردن افراد و وقايع تاريخى لاجرم چه ما بخواهيم و چه نخواهيم به سجده گذارى از سوى بخشى از مردم خواهد انجاميد. همه كس و همه چيز قابل انتقاد است. اين يك اصل اساسى است. بحث من كورش نيست. كورش تبديل به يك سمبل گشته و اين گونه سمبل ها را به وفور مى توان ايجاد كرد. من به عقيده شخصى افراد در مورد كورش كارى ندارم. اما هر آن گاه اين نظرات و علايق شخصى قرار باشد وارد حيطه زندگى شخصى من شود و يا از آن ايديولوژى تازه اى ساخته شود آن موقع جاى بحث دارد.
سجده گزاران
با آرزوى سلامتى روح و روان بر تمام پريشان احوالان روزگار! كورش آسوده بخواب كه اگر نوبت ما شد، به اسم تو دمار از روزگار بقيه در خواهيم آورد! درود بر امپراطور بزرگ ايرانى! پاينده باد مرز هاى دو هزار وپانصد سال قبل! درود بر ولى فقيه بعدى!
http://www.parsine.com/pages/?cid=207
۱۳۸۷ خرداد ۹, پنجشنبه
تماميت ارضى زير مجموعه اى از آزادى و دمكراسى
آنچه در تمامى اين افكار مشترك است، چسبيدن بى قيد و شرط به يك سرى باور هاست كه از ديد چسبندگان به آنها، مضمون آن ايده ها غير قابل بحث بوده و اطاعت از آنها براى ديگران اجبارى والزامى ست. باور ها نيازى به گفتگو ندارند. هم چون آيات آسمانى احدى را ياراى نزديكى به آنها نيست. آيا در اوج قدرت ديوانه وار شاه سابق، كسى را ياراى سوال كردن بود؟ آيا كسى قادر بود حزب رستاخيز كذايى او را زير سوال ببرد؟ بودند كسانى كه چنين كردند اما مى دانيم چه برسرشان آمد. مگر احدى امروز مى تواند قدرت خامنه اى را در سيستم مخوف ديكتاتورى جمهورى اسلامى زير سوال ببرد؟
باورهاى غلط در سيستم هاى انسانى بسته كه تنفس در آنها بدون اجازه گرفتن ممكن نيست، به سطح ايديولوژى فرا رويانده مى شوند، دستگاه هاى عريض و طويلى براى اجراى ايده هاى ديوانه وار پديد مى آيند و ماموران معذور دست اندر كار مى شوند تا ببرند و بدوزند. بهترين نمونه چنين سيستمى رژيم فعلى جمهورى اسلامى است كه باور هاى غلطى را بر پايه باور هاى غلط شاهنشاهى بر پا كرده و به نظر مى رسد در كشور ايران دور باطل فرمانروايى ايديولوژى هاى ضد انسانى ادامه خواهد شد.
همزمان با قوت گرفتن نيروهاى ملى در سال هاى اخير در ايران و در راس آنها جنبش رهايى بخش تركها، ايديولوژى مطرودى به موازات آن شكل گرفته كه پديدآورندگان و پدران روحى آنها را بايد در جناح راست و در بين هواداران سلطنت برافتاده پهلوى جستجو كرد. هر صداى حق طلبانه و هر نداى آزاديخواهانه اى كه در مقولات آنها نگنجد و در ترمينولوژى يكسويه آنها يافت نشود، انگ تجزيه طلبى مى خورد تا با فريب اذهان عمومى رقباى سياسى با دسيسه چينى و روش هاى غير دمكراتيك از ميدان بدر شوند. اين نوع برخوردها با مبارزان در راه آزادى نطفه هاى همان ايديولوژى هاى اذهان بيمارى است كه در پى قدرت استبدادى ديگرى به بهاى جان انسان هاى ديگر هستند.
تماميت ارضى هم چون يك دين و مذهب تازه ارايه مى شود كه خارج از هر گونه انديشه انسانى قرار داشته و مركزيت ايديولوژى جديدى را تشكيل ميدهد كه مى رود تا پايه هاى سيستم مخوف ديگرى را در آينده شكل دهد و حتى شايد وارد اتحاد ناميمونى با رژيم جمهورى اسلامى شود.
وظيفه نيروهاى دمكراتيك مقابله جدى با اين تفكرات و ممانعت از برپا سازى ايديولوژى هاى تازه است. در يك نظام دمكراتيك همه چيز زير مجموعه اى ازآزادى و دمكراسى مردمى است. هر مبحث سياسى و اجتماعى در چارچوب اين اصول خدشه ناپذير قرار مى گيرند. اگر با گروه ها و بخش هاى بزرگى ازيك جامعه هم چون مستعمره هاى داخلى برخورد شود، طبيعى است كه آن ها بدنبال آزادى خود بوده و سخنان ايديولوگ هاى اختناق و استباد را جدى نخواهند گرفت. هنوز چند ماهى از استقلال كوزوو نگذشته است و تجربيات گران سى سال سلطه جمهورى اسلامى با صلابت تمام نشان داده است كه در زمينه هاى اجتماعى و سياسى ارزشى بالاتر از آزادى و دمكراسى در يك جامعه انسانى نمى تواند وجود داشته باشد. همه چيز در چارچوب آزادى و دمكراسى قابل بحث و تفسير است حتى تماميت ارضى. هيچ اصلى نمى تواند و نبايد بالاتر از آزادى قرار گيرد. تنها دمكراسى انتخابى است كه تعيين كننده است. ايديولوژى ها و پروپاگانديست هاى عوام فريب، مطرود و شايسته طرد از عرصه مبارزات سياسى هستند.
تلاش نيروهاى مبارز بر آن است تا يك سيستم كاملا تازه سياسى و دمكراتيك جايگزين ديكتاتورى جمهورى اسلامى گردد. اگر در اين سيستم تازه ملت هاى ساكن در مرز هاى كنونى كشور ايران از جمله تركها، بلوچها، كردها، عربها و ديگران به طور كاملا برابر در تمامى عرصه هاى قدرت سياسى شريك و سهيم نشوند، اگر قرار باشد در ساختار سياسى موجود تنها برخى اصلاحات صورى صورت گيرد و هم چون گذشته تهران مركز تصميم گيرى باشد، اگر قرار باشد اهرم هاى قدرت هم چنان در دست گروه هاى قبلى قرار بگيرد، در اين صورت روشن است كه تماميت ارضى چنين استبدادى زير سوال برده شود. در اين حالت حمايت از تماميت ارضى چنين سيستمى كه حافظ و گسترش دهنده بيعدالتى در يك كشور كثيرالمله است، حمايت از استبداد است. اگر يك سيستم سياسى پايه هاى قدرتش را بر اساس ستم و تبعيض بر عليه ملت هاى خاصى كه در محدوده ارضى آن زندگى مى كند، بكار گيرد، حق به رسميت شناخته شده آن ملت هاست كه بدفاع از حقوق خود برخيزند.
تنها آزادى و دمكراسى واقعى است كه مى تواند حامى تماميت ارضى باشد. ملل ايران بطور آزادانه تصميم مى گيرند كه آيا حاضرند با ديگران در چارچوب ساختار مشخص سياسى زندگى كنند يا نه. هر روش ديگرى، جايگزين كردن يك استبداد ديگر به جاى استبداد فعلى است. راه پايان دادن به دور باطل حاكميت باورهاى غلط وايديولوژى هاى جابر، احترام به حقوق و خواسته هاى ملل ايرانى است. آزادى و دمكراسى بدون شركت فعال ملل ايرانى، خيمه شب بازى تازه ديگرى به ارمغان خواهد آورد. يك بار براى هميشه بايد پذيرفت كه تركها و بلوچها و كردها وعربها بايد داراى حقوق مساوى با ديگران باشند.
۱۳۸۷ خرداد ۶, دوشنبه
اعلمی همسو با جنبش
۱۳۸۷ خرداد ۴, شنبه
دليران آذربايجان در بند اسارت
دليران ترك اولين بار نيست كه به زنجير هاى مستبدان گرفتار مى آيند. فرزندان اين آب و خاك را اما ترسى از فداكارى وقربانى دادن نبوده است. از اين كشتارگاه خرافات و ستم و نابرابرى و بى قانونى، ملتى رويين تن سر بر خواهد آورد كه خود بر خود حكم خواهد راند، كه خود آقاى خود خواهد بود. فرزندان، زنان، پدران و مادران دستگير شدگان بايد به دربندان آگاه و دلير آذربايجان افتخار كنند. آنها گرفتار آمده اند چرا كه آزادى و سعادت ما را طلب مى كنند. گرفتار آمدگان روزهاى گذشته هيچ گناهى ندارند. هيچ جرمى مرتكب نشده اند. تنها خواهان آزادى گفتار و آزادى انتخاب هستند. آنان متعلق به نسل جوان و آگاهى هستند كه حقوق خود را مى شناسند، براى ستاندن آنها از دست دريوزگان حكومت جعل و دروغ و ترور تاكيد دارند و تا برقرارى آزادى و حكومتى مردمى دست از مبارزه دمكراتيك و آزاديخوهانه شان بر نخواهند داشت.
ملت ترك آذربايجان، همچون تمام ملل آزاد و سربلند دنيا، خود بايد براى خود تصميم بگيرد. ما هم نمى خواهيم براى ديگران تصميم گيرى كنيم. حال هر چه مى خواهيد اين مبارزان را بدزديد. اين صف اما پايان ناپذير است. اين صحنه، آخرين نمايش فيلم استعمار و ظلم و خفت است. ترسى كه در دل رژيم و ارگان هاى فاسد و حافظ ديكتاتورى فقيه افتاده، نشانه قوت ما، نشانه برترى و چيرگى ماست. ددمنشى دارد آخرين روزهاى خفت بار خود را مى گذراند. سنگر هاى بتونى رژيم ترك بر داشته اند. به هوش باشيم، بر خواسته هاى خود پافشارى كنيم، آگاهانه از حقوق مان دفاع كنيم.
براى آزاد سازى فرزندان در بند كشيده شده از هيچ كوششى نبايد فرو گذارى كرد. سازمان عفو بين الملل، سازمان هاى حقوق بشرى سازمان ملل، اتحاديه و پارلمان اروپا، سازمان ها ى حقوق بشرى ايرانى و بين المللى، خبرگزاريها و روزنامه ها اعم از خارجى يا داخلى مى بايد پيوسته در جريان آخرين اخبار مربوط به دستگير شدگان قرار گيرند. جمهورى اسلامى بايد بى آبروتر از اين كه هست بشود. همگان بايد ببينند كه اين رژيم چه بر سر ترك ها مى آورد كه تنها خواهان حقوق انسانى و طبيعى خود هستند.
وظيفه تك تك ماست كه امر مهم خبر رسانى را بر عهده گيريم و صداى خود را و صداى دربندان را به گوش و ديد جهانيان برسانيم. خبر رسانى و اشاعه اخبار بى قانونى ها و وحشى گرى هاى نظام جزوى از مبارزه خطير روزمره است. به هر نحوى بايد به اين مهم جامه عمل پوشاند. دفاع از دستگير شدگان دفاع از حقوق و خواسته هاى ما و جزوى جدايى ناپذير از مبارزه سياسى و اجتماعى ماست. با تمام توان بايد از آزادى آنها حمايت و براى آن مبارزه كرد. پرچم مبارزاتى زندانيان را بايد با توان و خروشى فزونتر بدست گرفت و به پيش رفت. پايان خفت نزديك است.
هزار نفر از پانزده ميليون
من هر چه مى گويم تركها در همه زمينه ها حتى دفاع از خليج فارس دست بقيه را از پشت بسته اند قبول نمى كنيد. تابناك مى نويسد: “در پي فراخواني برخي رسانهها، حدود هزار نفر از شهروندان ايراني در اعتراض به اقدامات دولت امارات متحده عربي در جلوي سفارت اين كشور در تهران تجمع كردند.”
لطفا به رقم ذكر شده توجه كنيد. تهران پانزده ميليونى همه اش يك هزار نفر به خيابان ها آورده تا از خليج فارس دفاع كنند و تبريز يك و نيم ميليونى، آن هم بدون تبليغ وسروصدا آن هم در يك صبح روز جمعه دويست هزار نفر را به خيابان آورده بود. ما اگر دانشمندانى چون آقاى علا را نداشتيم چه كم داشتيم!
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=11212
—
من رابطه اى با الكل ندارم اما گاها اين كامنت هاى كفلى ايسكندر را كه مى خوانم، دلم هواى الكل ميكند! جالب مى نويسد. بقول مشدى عباد چوخ راضيام!
سيستم فكرى
قمر در عقرب
قدرت و حکومت در دست ترکان
پياله چى عزيز، با سپاس و احترام هميشگى، اولندش كه ما خواستيم مضحك و سخيفانه بودن ادعاهاى عوام فريب و توخالى يى را كه همواره بر عليه ترك ها بكار مى رود كه خودشان در راس امور هستند با مثال آوردن از آن رييس خيلى بزرگ گوگل كه اتفاقا خيلى هم مرتبه بزرگى در شركت خصوصى گوگل دارند، و ربط دادن آن به خليج فارس واز نظر ايشان عربى نشان دهيم. دومندش ايشان مسلما تنهاايرانى شاغل در آن شركت نيستند كه خليج فارس را عربى هم مى داند و شما فكر مى كنيد تنها ايرانى آن كمپانى هستند. سومندش شما باز هم كه به همان باصطلاح استدلالات توخالى چسبيده ايد كه
“حجم عظیم بازار و قدرت و حکومت در دست ترکان ایران”
مى توانيد لطفا اين موضوع را كمى بازكنيد و بگوييد منظورتان از آن چيست. از كجا به اين نتايج رسيده ايد؟ چرا و بر اساس كدام فاكت ها فكر مى كنيد كه ” قدرت و حکومت” در دست ترکان است. اگر تركان اين همه قدرت دارند پس چرا زبان مادريشان را به دست خودشان ممنوع كرده اند. نكند بيمارى خود آزارى دارند؟ من فكر مى كردم مى شود با شما در سطوح ديگرى بحث كرد.
Eurovision Song Contest
Eurovision Song Contest 2008
First Azerbaijan entry
Elnur & Samir
جمهورى آذربايجان توانست وارد فينال شود با اينكه اولين بار است كه در اين رقابت شركت مى كند. فينال روز شنبه ٢٤ مى، ٤خرداد، شماره بيست
http://www.youtube.com/watch?v=cTNREz9CVs4
http://www.eurovision.tv/page/country-profile?country=37
وصال
رهگذر گرامى، بحث وصال خيلى دور دست است و فعلا بهتر است به اولويت هاى داغ تر بچسبيم. من فكر نمى كنم آن روز را تجربه كنم. اگر شما كرديد، يادى هم از ما بكنيد.
پياله چى گرامى، مثل اينكه آن چهار خط را خوب نخوانده ايد. تلنگرى است به پاى چوبين “استدلالات” آنهايى كه مى گويند تركها خودشان در بالاى هرم بوده و هستند و همه چيز تقصير خودشان است.
على تبريزلى گرامى، اگر قرار بود با نوشتن و خواندن، آدم همه چيز را بگيرد كه آن موقع ما شايد الان در قرن هزاروبيست و يكم مى بوديم. همانطور كه گفتم اگر كسى نخواهد و يا نتواند ببيند، نمى شود براحتى كارى كرد. هيچ كس هم نمى تواند همه را راضى و قانع كند. ازاين جاست كه اپوزيسيون و احزاب متفاوت و رقابت سياسى بوجود مى آيد. اجازه دهيد در عين تعلق به جبهه هاى متفاوت بحث مشخص بكنيم. من مى پذيرم كه قادر نيستم افكارم را طورى بيان كنم كه شما آنها را بگيريد. البته عكس قضيه هم صادق است. من هم افكار شما را نمى توانم بگيرم. به قول خودمان ما به گروه هاى خونى متفاوتى تعلق داريم.
اميد كردستانى
اميد كردستانى، معاون رييس فروش و توسعه تجارى
http://www.google.com/intl/fa/management.html
http://news.gooya.com/technology/archives/037212.php
روز تركها
ما بعضا در خفا به ساده نويسى و در عين حال پر نغزى نوشته هاى آقاى نگاهى غبطه مى خوريم. موهبتى است كه ما نداريم و هرچه سعى مى كنيم مقصد قطار مان را توضيح دهيم و تشريح كنيم به زيبايى و شيوايى ايشان نمى توانيم. البته فكر نكنيد كه همه مثل من با خواندن نوشته ايشان قانع وراضى مى شوند. به نظر مى رسد حتى اگر ما به مقصد هم برسيم و برخى ها رااز خواب بيدار كنيم كه آخر خط است و ديگر بايد پياده شد، بازهم از ما مقصد خواهند پرسيد! مى دانم كه كامنت هاى من بعضا باروت شان زياداست اما در عين حال به ديگران حق مى دهم كه نه يك بار و دو بار بپرسند كه حق دارند هر چند بار خواستند بپرسند. ولى تكرار يك امر هر چند هم جذاب باشد، ملال آور است وهمانطور كه شاهديد، برخى رقباى سياسى ما خسته شدند و دنبال كار و زندگى شان رفتند اما ما تازه داريم گرم مى شويم!
و اما از پيشنهاد ما در مورد ناميدن روز اول خرداد به عنوان روز تركها. راستش ما گفتيم مگر چند ميليون آدم به اندازه يك دريا ارزش ندارند كه روزى در ارديبهشت ماه به نامش نام گذارى شده است. چون تركها در خرداد و بويژه اول آن كارى كرده اند كارستان پس ما هم ديديم اين روز خيلى مناسب به نظر مى رسد چرا كه نشان داد دود از كنده بلند مى شود و منظور هم ايران بوده است و اگر ما منظورمان از مرز هاى تماميتى فراتر رود آنرا مشخصا ذكر ميكنيم و هيچ مشكلى با اضافه كردن پسوند ايران به اسم آن روز نداريم. خلاصه چون ماهيچ علاقه اى به تغييرات مرزى نداريم از اين حركت مى كنيم كه مباحثمان در چارچوب همين مرزهاى فعلى جريان دارند و در هر قدم نبايد آن را ياد آورى كنيم.
در ضمن منابع مطلع خبر ناگوارى درز داده اند مبنى برآنكه قطار ما احتمالا نخواهد توانست دوستداران مسافرت را در تبريز سوار كند. آب و هوا خيلى قاراشميش شده و درجه خطر خيلى بالا رفته، طورى كه براى جلوگيرى از هرگونه آشوب و له و لورده شدن مردم در زيردست و پا و احتمالا ممانعت ازشكستگى كله ها و دست و پاها و انبوهى از حوادث درد دار ، احتمالا قطار ما امشب مسيرش را عوض خواهد كرد. ما از اعلام اين خبرمتاسف شديم اما در فرصتى ديگر و بدون اعلام قبلى به تبريز بازخواهيم گشت تا علاقمندان امكان همراهى بيابند. همين جا اين خبر را هم داشته باشيد كه خانم ها در حال حاضر از داشتن يك كوپه جداگانه سر باز زده اند و مى خواهند فعلا براى دهن كجى عليه ولى فقيه هم كه شده، خواهران و برادران از هم جداسازى نشوند. بحث ها در مورد كوپه ويژه كارگران ادامه دارد. با اينكه يكى از كوپه ها را به كارگران اختصاص داده اند ولى به نظر ميرسد آنها در حال حاضر علاقه اى به جدا كردن صفوفشان ندارند و با توافق همگى قرار شده است فعلا از آن كوپه غيركارگران هم استفاده كنند. گويا كارگران عزيز نمى خواهند راهشان را از ديگران جدا ببينند.
سس سيز طياره
رهگذر گرامى، بقول تركها مثل “سس سيز طياره” ( هواپيماى بى صدا) آمديد اما بر خلاف انتظار بمبى رها كرديد كه اثرات آن شايسته برخورد است. مى گوييد جمهوری آذربایجان را به ايران پيوند زنيم و بايك تير چند تا نشان بزنيم. عجبا! ما بازهم دو تا شاخ گنده روى كله بى عقل مان سبز شد. مگر دست بردن در مرزهاى فعلى ايران تعرض به تماميت ارضى آن نيست؟ تا حالا هيچ كس به اين روشنى و آشكارى شما دست بردن در تماميت ارضى ايران را بيان نكرده است. آقاى عزيز، اين خواسته شما يعنى جنگ طلبى، يعنى كشور گشايى، يعنى خونريزى، يعنى ماجراجويى و خيلى معاني ديگر. بنده دنبال چنين اهدافى نيستم و برايتان در تحقق خواب هاى شيرين تان هيچ آرزويى ندارم. از اينكه مقصد تان را با اين وضوح بيان كرديد جا دارد شما را تحسين كرد. بنده گفته ام كه مشكلى با تماميت ارضى فعلى ايران ندارم و هم چنين گفته ام كه اميدوارم همه مشكلات در چارچوب حفظ تماميت ارضى حل و فصل شود. اگر چه تاكيد مى كنم تماميت ارضى ترمى همچون ولايت فقيه نيست كه نشود در مورد آن صحبت كرد. همه چيز زير مجموعه اى از آزادى و دمكراسى است.
اگر مى دانستيد كه چقدر دلم ميخواست “هدف برای عموم شفاف باشد” شايد شما هم دو تا شاخ در مى آورديد! رهگذر عزيز “مقصداساسا پیچیده” است، خيلى هم پیچیده است. اگر نمى توانيد چند ساعتى وقت روى اين كار بگذاريد مطمين باشيد كه كلاه سرتان ميرود. من نمى توانم در دو جمله همه چيز راخلاصه كنم. سواى آن نه تنها من، هيچ كس ديگر هم نمى داند و نمى تواند بداند كه راه حل نهايى چيست. با گفتن اينكه مقصد مارالان معلوم نيست پس ولش كن، موضوع را خيلى ساده مى كنيد و آن را خيلى ساده تصور مى كنيد. من قبلا هم گفتم اگر همانطوركه آقاى نگاهى گفته اند ما در آينده نزديك وضعيتى مثل كردهاى تركيه پيدا كنيم، كلاهمان را مى اندازيم هوا. همان طور كه مى بينيد ما آدم هاى قانعى هستيم. من همانطور كه قبلا هم اشاره كردم در اين چند ماه اخير كامنت هايمرا در يك وبلاگ جمع كرده م اگر حوصله كرديد، سرى به آنجا بزنيد. لطفا مرا با يك سياستمدار اشتباه نگيريد. اگر هم هر چند روز يك بار بخواهم حرف هايم را تكرار كنم آنوقت خيلى خسته كننده مى شود. من سعى ميكنم برداشت و نظر شخصى خودم را در قبال حركتى كه چند سالى است در آذربايجان -ونه تنها در آذربايجان- به راه افتاده ابراز كنم و نشان دهم كه چگونه در مورد حوادث و وقايع پيرامون آن مى انديشم. دسترسى من به اخبار همان است كه در اختيار ديگران هم هست كه همان اينترنت باشد. شايد اين قطار يك راه كاملا ديگرى برود. من نه فال قهوه بلدم و نه اعجاز مى دانم. از من چيزى را بخواهيد كه قادر به بر آورده كردن آن باشم. من خودمرا مقيد به آزادى بدون قيد و شرط و اوامر و ضوابط دمكراسى مردمى مى دانم. فكر مى كنيد اگر من مثل شما در يك جمله يك مقصد مشخص ناميدم، آنگاه اين جنبش به همان مقصد خواهد شتافت؟! اگر من جاى شما بودم از نيروهاى دمكراتيك حمايت ميكردم كه در نهايت به نفع همه خواهد بود.
خوبى دمكراسى
روز ملى تركها
روز ملى تركها
مدتى است كه بر بسيارى عيان گشته كه رژيم ديكتاتورى و آويزان از ديگران_ شاهنشاهى چه هدف شومى با برخى فرهنگ ها و قوميت ها و مليت هاى ساكنان كشور ايران داشت و چگونه رژيم فعلى آن سياست ها را سى سالى است كه ادامه مى دهد. ترك و هر آنچه كه ارتباطى با تركان داشته، سعى در نابوديش شده است. مشميز ترين، خجالت آورترين و پست ترين شكل آن سياست ها، ممنوعيت تدريس و تحصيل به زبان تركى در ايران است كه بر حسب اتفاق و تصادف! هيچگونه عكس العملى را در بين روشنفكران و فعالان سياسى فارس زبان بر نمى انگيزد. قصدم البته اختلاف انگيزى نيست، بل اشاره به نقصانى بزرگ است.
براى احياى فرهنگ و هنر تركى، براى اعتلاى دوباره هويت بخش بزرگى از مردم ايران، و هم چنين در آستانه دومين سالگرد قيام آذربايجان و ترك هاى ايران و گراميداشت قربانيان آن، و بسيارى دلايل محق ديگر پيشنهاد من آن است كه روز اول خرداد به نام روز ملى تركها نامگذارى شود.
قطار پر مشترى
۱۳۸۷ خرداد ۲, پنجشنبه
آذربایجان در راس مبارزه
آيا تاكنون در طول سى سال گذشته واقعا رژيم جمهورى اسلامى در مقابل چنين نيروى مردمى قرار گرفته كه اين چنين ترس در دلش انداخته باشد؟ آيا رژيم جمهورى اسلامى تاكنون در مقابل چنين چالش عظيمى قرار داشته است؟ بى شك پاسخ اين سوال ها منفى است.
يك بار ديگر آذربايجان در راس مبارزه واقعى بر عليه ديكتاتورى و ددمنشى قرار گرفته است. آذربايجان پرچم پيشتاز براندازى استبداد را در دست گرفته و مى رود تا يوغ بيش ازهشت دهه استعمار داخلى رااز پا هاى خود باز كند و حامى ديگر ملل باشد براى رهايى و آزادى. هيچ نيروى نظامى و پليسى را ياراى مقابله با اين سيل قهار مردمى نيست. ده ها سال ستم و تبعيض و بى عدالتى آن چنان نيروى سهمگينى به اين جنبش بخشيده است كه تنها مقصد آن پيروزى و رسيدن به خواسته هاى انسانى است. ترك ها سد بزرگ بى تحركى و انفعال اپوزيسيون در مبارزه را شكسته و انرژى بى پايانى را براى مقابله بر عليه رژيم سفاك جمهورى اسلامى آزاد ساخته اند. تركها و در راس آنها مردم آذربايجان دارند مى روند تا بساط حكومت جبار ولايت فقيه را در هم بپيچند. رژيم بزودى چاره اى غيراز عقب نشينى نخواهدداشت. پس اى آزادگان و اى مبارزان راه عدالت و انسانيت، صفوف خود را فشرده تر سازيم و خود را براى عقب راندن هر چه بيشتر رژيم توخالى و فاسد جمهورى اسلامى آماده كنيم. ببينيد و بدانيد كه ما در صف مقدم مبارزه هستيم و نيروى بس بيشترى براى رسيدن به اهدافمان لازم داريم. همبستگى و اتحاد نيروهايمان راه پيروزى مان را هموارتر خواهد ساخت. پيش به سوى آزادى و رهايى!
۱۳۸۷ اردیبهشت ۳۱, سهشنبه
روز ملى تركها
به پاس گراميداشت قيام بى نظير آذربايجان و تركها در خرداد ماه ١٣٨٥،
براى ارج گذارى به قربانيان آن روزها كه به ضرب گلوله هاى رژيم جمهورى اسلامى در خون غلتيدند،
براى ماندگار كردن آن خيزش حماسى و رهايى بخش بر عليه ستم و تبعيض استعمارى در دهه هاى گذشته چه در رژيم شاهنشاهى و چه در رژيم اسلامى،
براى تحكيم بخشيدن به صفوف احزاب، مبارزان و فعالان ترك،
براى شناساندن هر چه بيشتر و گسترده تر جنبش عميقا ملى و دمكراتيك تركها در ايران و در جهان،
اول خرداد، روز ملى تركها